شيخ ذبيح الله محلاتى

53

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و چون از مواقعه فارغ شد من نور فاطمه را در شكم خود يافتم و آخر حديث به اين عبارت است ( انه اخذ بعضدى و اقعدنى فى فراشه و داعبنى و مازحنى و كان بينى و بينه ما يكون بين المرأة و بعلها فلا و الذى سمك السماء و انبع الماء ما تباعد عنى النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حتى احسست بثقل فاطمه فى بطنى ( يص ) پس نطفهء طاهره آن مخدره از سيب بهشتى در بهشت بانضمام عرق جبرئيل و عرق آن سيب و زغب جبرئيل و رطب بهشتى در بهشت و ميوه يكى از درختهاى بهشتى و ميوه درخت طوبى و خرما و انگور و آب بهشتى منعقد شد و جمع اين اخبار منافى نيست و بعد ازين بيان مىشود در ولادت حضرت فاطمه كه پس از معراج بسه سال بود و بعيد نيست آن جناب در شب معراج سيب و رطب و ميوه ديگر از بهشت ميل فرموده باشد و پس از مراجعت از معراج اكراما لرسول اللّه مرتبه ديگر جبرئيل به زمين آورده تقديم نمود است به جهت ميل و شوقى كه آن جناب پس از معراج در خوردن ميوه بهشتى داشته و معراج هم متعدد بوده و يك‌مرتبه آن ممكن است بعد از رياضت چهل روز براى انجام مقدمات همين نطفه طاهره به آسمان تشريف برده و از ميوه‌هاى نام‌برده تناول فرموده به همان تفصيل مذكور و بعد از هبوط به زمين در شب ديگر وقت افطار جبرئيل هديهء نام‌برده را آورده باشد غرض اين اخبار باهم تنافى ندارند آنان كه بصير باخبار آل عصمت مىباشند ممكن است از مشرب صافى خودشان اين اخبار را جمع نمايند خصوص حديث اخير كه دلالت بر عظمت قدر و مكانت فاطمه زهراء مىكند قدرى تأمل و نظر در او لازم است اولا جلوهء جبرئيل به صورت اصليه‌اش در نظر مهر انور پيغمبر در آن روز با آنكه در روز مبعث نيز مرويست در كوه حرا به صورت اصلية جلوه نمود بمفاد ( و لقد رآه نزلة اخرى عند سدرة المنتهى ) دفعهء ديگر هم در شب معراج در مقام خود بخلقة اصلية خود را جلوه داد و اين جلوه دليل است بر عظمت مأموريتش و اعظام اين امر جليل كه انعقاد نطفهء طاهره آن مخدره مطهر بوده است ثانيا تعبد بصيام ايام و قيام ليالى در چهل شبانه‌روز و عزلت از خلق با دورى از فراش خديجة دليل بر شرف اين اربعين و تشييد و اكثار شوق و ميل طبيعى خديجه و آن جناب